سر روز امروز از اون روزامه .... من فكر ميكردم ببينمش خيلي حالم خوب بشه ، فكر ميكردم اگه باز باهم حرف ميزنيم همه چي خوب ميشه .... ولي ديدم كه برعكس شد ، ديدم وقتي پيششم ديگه نميتونم مثه قبل باهاش راحت باشم حرف بزنم ، ديدم كه جفتمون به زور نشسته بوديم ... نه كه به زورا اتفاقا دلم ميخواست پيشش باشم ولي نه اينجوري ... معذب ترين بود ! ديدم حرفمون نمياد اصن .... ديدم به جاي اينكه خوشحال بشم ناراحت شدم ! از اينكه ميديدم هيچي مثه قبل نيست و نميتونم تغيير بدم ! نميتونم به عقب برگردم .... كاش زمان دستِ خط خطیای مغز ...
ما را در سایت خط خطیای مغز دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 20
تاريخ: چهارشنبه
19 آذر
1404 ساعت: 9:36